سه گانه (۱)

 

(1)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شب هنگام

آن دم

که با هر گام

بر درگاه سکوت کوبيديم ،

و با لب هايی  لرزان

و صدايی گريان

ترسان

نفس خويش را جستيم ،

برادران ناتنيمان را

خشمی فزاينده

و صدايی بر اوج رونده

درگرفت که :

خاموش !

خاموش !

خاموش !

 

(2)

 

شبانه

آن زمان

که برادران نديده مان

خارسنگ های  کينه را

از پس ديوارهای بلورين

پرتاب می کردند

وما

در بزمی آنچنان

در عروسی سنگ و دشنام و شمشير

بر بدن هامان

گلابزخم می زديم

و تلخان

می رقصيديم

خود نمی دانستند آيا

که آنکه می داند

و سخنی نمی گويد

روزی

به هزار گونه سخن خواهد گفت ؟

 

(3)

 

 

در تيرگی

 آن جا

که غبار متعفن سوزنده هر جا

چشمان عاشقان را

چون ابر می باراند ،

و چوب های خشم

دست هايشان را می شکاند ،

و دشنام

غرورشان را می رماند ،

انتظار کدامين بهشت دروغين

برادران تشنه مان را

بر خون ما می شوراند ؟!؟

 

/ 25 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

مردم حنيف تا يه پيام بدم. حالت که خوبه............. ان شب ها رفتند و رفتند................ يادشان اما هميشه می ماند.........باور کن عزيز............. اون شب پيشتون نبودم اما دلم اونجا پيش شما بود......

haleh

سلام...غريبانه می نويسی و پر محتوا...موفق باشی...

ع.ش.ق

قلمت گرم! ح عزيز. خداحافظ.

مهدی پسرت

سلام بابای عزيز من ای بدک نيستم. بابا قرار بود برام بنويسی . من منتظرم. مهدی پسرت

solmaz

...........................................هر وقت از غيبت کبری با آمديد ما را هم خبر نماييد!

الهام

سلام..خوبی...؟؟؟پيدات نيست...نکنه تو همون اتاق های ضد صوت گير کردی...هان؟؟؟؟در پناه حق