استقلال

استقلال
همان چيزی است
که تا امروز
لمسش نکرده ام...
و اينک
با صدای بلند
بلندتراز کوه ها
اعلام استقلال می کنم.
استقلال از محيط
از هوا
از آدم ها ،
و سر همه وابستگی ها را
چون پتک
به سر سنگ می کوبم ،
و دوباره
بستگی ها را از نو
تعريف خواهم کرد.
استقلال از حقيقت
حقيقت لمس نشده
و تعريف شده از پيش.
بستگی خويش را به حقيقت
از امروز
دوباره تعريف می کنم ،
دوباره بسط می دهم ،
دوباره اثبات می کنم ،
و امروز دوباره به دنبال يقين گم شده خويشم
وانگاه که يافتمش
بازش نخواهم نهاد.



/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
abolfazl

با عرض سلام و احترام: همين است ديگر استقلال گير امثال حقيری چون من نمی آيد! زيرا همه به مانند شما تا آن را بدست آوردند، بازش ندادند! و سر ما بی کلاه استقلال ماند! ممنون و زيبا بود . موفق باشيد.

shahin

سلام برادر.بلاگت حال داد اساسی.روحیت فوق العاده است .دمت گرم.

مژگان بانو

سلام همسايه گرامی! اين حرفها چيست؟ من هرگز و بی دليل از کسی نمی رنجم. اگر هم برنجم مطمئن باشيد که خواهم گفت. اينکه تاخير داشتم دلايل ديگری داشت. خب! اميد که حال و احوال خوب باشد. درباره استقلال راستش استقلال در معنای مطلق برای من تعريف نشده است. از برخی جهات دوست دارم مستقل باشم و از برخی جهات نه. اما يقين گمشده را هيهات! ما به اقتضای انشان بودنمان هميشه شک داريم! اما شک می تواند سر آغاز يقينی ابدی باشد.

........... !

تو بيا همونجا .... همونجايی که يه جوری نيست .... همونجايی که صداتو اونجا شنيدم .... صدات جا مونده اونجا .... برای تو اونجا مينويسم اگه باز هم بخونيم .... خودم رو، نه رنگها ....

solmaz

استقلال! من يه ذره با اين واژه-به خاطر تيمش- مشکل دارم. به هر حال زيبا بود.بای

مسِحا

سلام. خوشم نيومد....گرچه کاملا حق داری.....زمانه مال توست...به هم بريز..بکوب.....بشکن....خرد کن.....

محمدرضا

حنيف جان ببخش که نتوانستم به خوابگاه بيايم.همه‌ی اين مسايل به خاطر مهمان نوازی حاج آقا عباس ببخشيد مسيحا است!دودر شديم رفت!بد نيست شما هم سری به ما بزنيد. اعلام استقلالت هم مبارک! شايد از جرگه‌ی ما بيرون رفتی وآدم شدی دور از جان!شايد هم دست ما را گرفتی! ماعاشق ومست و رند وعالم سوزيم ـ با ما منشين اگر نه بد نام شوی!