از مردی به نام گروس

فلاش بک

فرصتی نمانده است

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا یا من تو را می‌کشم

یا تو چاقو را در آب خواهی شست.

 

همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

به این که انسان

کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است.

 

اصلاْ این فیلم را به عقب برگردان

آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود

که می دود در دشت

آن قدر که عصاها

پیاده به جنگل برگردند

و پرندگان

دوباره بر زمین...

                 زمین...

 

نه به عقب تر برگرد

بگذار خدا

دوباره دست هایش را بشوید

در آینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت.

"گروس عبدالملکیان" نام کتاب را یادم نیست. شرمنده آقای گروس!

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
مهدی آشوع فرزند اول پدرم و مادرم و پسر بابایی!

آخرش خیلی خوب بود. اما کاش تصمیمی نگیرد...!!!!!!!!! (اما با سبحان بودن خداوند چه کنیم؟!)

سلام حنیف جان. قشنگ بود،عین قشنگی بودن خودت...

م.ر.گ.

امیدوارم این شرایط سختت هرچه زودتر بگذرد ... شاد باشی.

moonlike

من آرشیوتو نمی تونم باز کنم [گریه]

moonlike

[گریه]

سیامک

نام کتاب: رنگ های رفته ی دنیا