از سرشت سوگناک زندگی

آدمی یکسره تنهاست

 

سلام                                                        


و اما بعد ...


روزها خيلی هم خوب نمی گذرند . خوب که چه عرض کنم فقط . بگذريم ...


خيلی وقته که اينجا رو به روز نکردم و اين مدت فرصت خوبی بود برای تماشا . تماشای کارها و خوندن


 نوشته ها و گفته های ديگران . ديگرانی ـ که بماند چرا ـ برايم مهم بودند . و ديدم و خواندم و فکر کردم .


دو هفته ای از شروع امتحانات  می گذره و هنوز يک هفته سخت ديگه در راهه .


از تاخير شرمنده و از لطف دوستان ممنون .


و اما يک مطلب و يک تقاضا : دوستان می توانند داستان هذيان را بخوانند و در اينجا نظر دهند . ممنون می شوم . بدرود


 

+ حنیف امین ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٢٤
comment نظرات ()