از سرشت سوگناک زندگی

آدمی یکسره تنهاست

 

((اگر در باطن به خاطر یک فنجان چای از دوستتان ممنون نباشيد به خاطر نجات جانتان هم از
او ممنون نخواهيد بود.))

امروز يکشنبه است و من مدتهاست مصطفی را نديده ام ...دلم خيلی برايش تنگ شده است.

یکشنبه ها خيلی عادی هستند ...یکشنبه رو به اندازه کوکو سيب زمينی دوست دارم.

پاييز هم فصل خوبی است (پادشاه فصل ها...)...خيزيد و خز آريد که هنگام خران است///
باد خنک از جانب خوارزم وزان است.

مهدی رو ديدم.احسان رو هم ولی از عباس خبری نيست.

احسان اومده پيشم ...حالا رفت. قراره دوباره تو دانشکده روزنامه منتشر بشه. خيلی خوبه....

ديگه کافيه...شاد باشيد

خدا نگهدار
+ حنیف امین ; ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٧/٧
comment نظرات ()