از سرشت سوگناک زندگی

آدمی یکسره تنهاست

از سرشت سوگناک زندگی

کجاست حالا؟ بیچاره آدمی. ما کش‌کشانش می‌کشیم، او قصه می‌بافد. در او ماییم. می‌کشانیمش تا آنجا که تابش هست. وقتی برسد، می‌افتد. گاهی کال است که حرام می‌کند ما را. کال نبود کاتب. هم خانه دریغ نبود. سلسله در سلسله شاهدانند کاتبان. راه آمده را نشانه می‌زنند. راز را ما هم نمی‌دانیم. باید اما بکشانیم‌شان. رفتن خود گاهی غایت است، شک میان این کلوخ یا آن سبزه همان است که هر چه باید را رقم می‌زند.

 دربندان آدمی ماییم و آدمی دربندان ما. دربندان می‌شویم.

در ماست کاتب شاید یا در سایه روشن‌های میان آن کلام که بر سر دست داشت. آنجا، بر کاغذهای زرد شده روی میز خواناست این: ما هم رفتیم، نعش‌مان را هم بردیم. زیرسیگاری را ندیدیم کدام دست بر کاغذها گذاشت وقتی کاتب رو به دیوار می‌آمد لبخند بر لب و رقصان، انگار بگوید انا الحق، یا انا کلمة الحق. روشنانیم ما.

حالا که اینها را می نویسم چند روی می شود که دکتر سهراب علوی نیا درگذشته است. خبر یقیناً برای اغلب شمایی که این مطلب را می خوانید مفهوم خاصی ندارد، چون به احتمال قوی حضرت استاد را نمی شناسید. البته مهم هم نیست. چون او انسانی بود و دیگر در بین ما نیست و همین می تواند به اندازه کافی موجد غم و شادی باشد. علوی نیا، پیرمرد همیشه خندان و مهربان، و البته غیر قابل پیش بینی (به خصوص در نمره دادن)، استاد درس تفسیر متون فلسفی به زبان انگلیسی ما بود و قرار بود در ترم آینده فلسفه تحلیلی را با او بگذرانیم. دریغ که درگذشت ناگهانی اش خنده های مدامش را از ما گرفت. عجیب بود که پیکرش را در قطعه هنرمندان دفن نکردند. شاید بگویید هنرمند نبود. اما اگر بگویم استاد دیگرم، دکتر مهدی قالببافیان، که استاد رشته عمران بود در آن قطعه دفن شده، حتماً تایید خوهید کرد علوی نیا به عنوان استاد فلسفه تحلیلی و عرفان نظری، یقیناً از او هنرمندتر بوده. به هر حال علوی نیا مردی بود که قلبش برای ایران فرهنگی می تپید و به مرزهای ژئوپلیتیکی کاری نداشت، و دلبسته عرفان و فلسفه ریاضی و فیزیک بود (هرچند به نظر پارادوکس می آیند). به قول محمد ایزدی او در سکوت خبری درگذشت. دوستان می دانند که علاقه زیادی به او داشتم و از رفتنش غرق اندوه و دریغ شدم. برای مشاهده اندک یادداشت هایی که درباره مرگ او نوشته شده می توانید به این آدرس ها سر بزنید:

یادداشت استادم محمد سعید حنایی کاشانی: http://www.fallosafah.org/main/weblog/item_view.php?item_id=243

یادداشت دوست و هم کلاسیم محمد ایزدی:

 http://tafaavot.blogspot.com/

و مصاحبه و بیوگرافی دکتر علوی نیا از زبان خودش در روزنامه ایران:

 http://www.iran-newspaper.com/1384/840810/html/horizon.htm#s537384

+ حنیف امین ; ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱۱
comment نظرات ()